خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    لعنت خدا بر بغض های گاه و بی گاه لعنت به شکستای سنگین زندگی چیزایی که تا عمر داری از پا درت میارن بعضی وقتا میشینم اهنگای قدیمیو گوش میدم میرم تا ته حس کملاتشون تا جایی که صداشون اوج میگیره و بغضم میشکنه دگ حرفم نمیاد....

    میشد از بودن تو عالمی ترانه ساخت

    کهنه هارو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت

    با تو میشد که صدام همه جا رو پر کنه

    تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه

    اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی

    کوروکر بازیچه ی باد مثل یک بادبادکی

    دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم

    تورو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم

    اگه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی

    واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی

    توی شهر بی کسی ها تو رو از دور میدیدم

    با رسیدن به تو افسوس به تباهی رسیدم

    شهربی عابروخالی شهرتنهای من بود

    لحظه شناختن تو لحظه ی تموم شدن بود

    مگه میشه از عروسک شعر عاشقونه ساخت؟

    عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت

    Oslo__6/9/2016_The Thief Hotel Norway


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خیلی ,ساخت ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده