خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    بلاگفا رو دوس دارم آرومم میکنه نوشتن آروم تر کسی که رفته دگ رفته رفتن آسونه همیشه فرار همیشه ممکنه از هرچیزی مث خیلی از اتفاقای کوچیک زندگیمون میدونیم سرخودمون کلاه گذاشتیم داریم از زیرش در میریم میتونیم بمونیم میتونیم سختیشو تحمل کنیم نوشتن اینجا جز حس آرامشی که بهم میده دلیل دگ ای نداره اینجا بودن برام حسای خوبی رو تداعی میکنه از روزایی که یه ساعت تایم کافی نت دویست تومن بود تا وقتایی که با گوشی تو دستم دلنوشته هامو توش نوشتم،همیشه تو زندگیم آدم تنهایی بودم اعتماد به نفسم بالا بود تو هرکاری الا عشق و دوس داشتن میتونستم دوست داشته باشم اما اینکه کسیم بهم این حسو داشته باشه برام سخت بود همه ی ادما نوشتنو دوس دارن بعضیا ذوقشون خوبه عالی مینویسن بعضی نمیتوننو بغضش میکنن بعضیام بغضاشونو مینویسن،وقتی با اون طرز فکر دوس داشته شدم دگ زندگی برام عوض شد بعد اون حسم دوباره زندگی برام عوض شد بعضیا اشتباه میکنن و زندگیشونو از دست میدن دوباره میسارنش از صفر شروع میکنن بعضی پدرشون یا مادرشونو از دست میدن و صبر تو دلشون میشینه و تحمل میکنن بعضیا هستن عشقشونو از دست میدن وقتی یه پسر بیست و چند ساله عشقشو از دست میده یعنی 60سال بعدی زندگیش همون عکس سه در چهار عشقشو تو کیف پولش داره میدونه تموم شده ولی یه چیزایی مث میخ کوبیدن تو دیوار میمونه میخای دیوار خونتو پر تابلو کنی میخ میزنی و آویزونش میکنی هرروز به تابلو هات نگا میکنی بعضیارو دوس داری بعضیارو کمتر بعضام ای بد نیستن،وقتی یهویی بیان همه تابلو هاتو ببرن جای میخ رو دیوارای خونت میمونه درسته تابلو نیست ولی خب میخ و جای میخ که هست درسته تابلو رو نمیبینی ولی همیشه چشمت بهش میخوره،نه گذشت زمان نه حتی خریدن تابلو و زدنش به دیوارم نمیتونه جای میخای قبلی رو پر کنه یا حتی اگه بخای یه میخ دگ تو همونجا های قبلی بکوبی یه جاهایی جاش گشاد میشه و بدتر میمونه جاش از زندگیم ناراضی نیستم ولی از گذشته و کارایی که کردمم پشیمون نیستم یه سری مشکلات داشتم کسی که تابلو هاشو رو دیوار دلم زده بودم اومدو همرو برد برام بی دلیله اگه قرار بود با هر بادی برگی از درخت گل برگی از گل بریزه دگ بهار و پاییزی معنی نداشت گذشته من تلخ نبوده حقیقتش که بشینم با خودم فک کنم اینکارو میکردم نمیکردم نمیشد چرا میشد ولی نه به این اندازه که نقش دلتو بکنن ببرن،رفتنی همیشه میره درسته یه مدت صب میکنی التماس میکنی دعا میکنی دخیل میبندی و خبری نمیشه از یجا ب بعد دگ از مرحله انکار میزنی بیرون وقتی به گذشته شیرین زندگیتو وضع الانت نگاه میکنی میفهمی نه دگ خیلی وقته گذشته داداش قبوول کن مردی دگ زندگی حداقلش بهم اینو یاد داد که به دشمنم یه بارم شده فرصت بدم حتی اگه اون فرصت منجر به مرگم بشه قبلشم بود همین بود ولی الان دگ بیشتر لذتشو حس میکنم عقده ای نشدم حساس تر شدم دل رحم تر... همیشه به بهترینامون به کسایی که جزئی از زندگیمون شدن یه بار فرصت بدیم ساده از زندگی نگذریم شاید اون برا شما زیادی مهم نباشه اما به این فک کنید شاید شما بت زندگیشید مگه آدم خلیفه خدا رو زمین نیست خب شاید اون خلیفه براش شما باشید فرصت بدین و زندگی کنید حتی شده برا آرامش خودتون چون ممکنه آدمی رو به قتل عمد بکشید احساسشو روحشو... 

    چه بیکران ندارمت

    چه عاشقانه نیستی 

    Sweden 2016_August _10

    Stockholm 


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : تابلو ,میکنی ,برام ,زندگی ,میکنن ,فرصت ,درسته تابلو ,زندگی برام ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده