خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    درست فهمیدی خائن بودم از همان وقت خوب فهمیدی،با اینکه دختری معصوم را به آغوش کشیده ام اندیشه تو ذرات وجودم را به آتش میکشاند مگر وزش گاه و بی گاه نسیم خنک شبانه بر صورت خیس اشک آلودم اندکی از حرارت این آتش بکاهد،آتش یادت خاطراتت اسمت اسمی که حتی برای گریز از نداشتنت به صاحبش پناه بردم،گاه و بی گاه درخواب ناخودآگاه سخت مرا در آغوشش میفشارد،قورت میدهم بغض اشک آلودم را... سخت است نوشتن

    گویی دیگر طناب احساسم را بریده اند آری درست است من خائنم....

    Tehran_home-00:25


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده